شبهای کریستالی - تاریخ: 1402/12/10 ساعت: 14:32
چروکیده خوابیده روی خطوطشعرهایمچون پیچکی که در خویش میپیچیدمثل ارتفاع درختان بلوطبه سوی آسمان خیز برداشته استپیچک تنهایی شعرهایمباحفره ای بسوی لا متنهاییمیپیچید.میرودتا بر شاخه ای از جنس تبلور آرام گیردمن درشبهای کریستالی شعرهایمپیاله گردانی ماه رامینوشمفاراب Adblock test (Why?)
عشق دیماه ،1402 - تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 17:49
عشق زودتر از نانهایی که بخانه ات آوردم کپک میزندپس مراقبکلمات نمدارت باشگاهی هوای شعرهاهم شرجی استگاهی حرفهایت راکمی آفتاب بدهنشتی داردفاراب Adblock test (Why?)
در کشاکش باد - تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 2:54
دریای شن موج میزنددر کشاکش بادصدای شکستن مردیدر میان امواج سرخ میشودفریادی در خمیازه ی طوفانشکار میشودقایق ها تعلیق شده انددر انعکاس شاعرانه ی قانونمجازات را چه کسی برایخودکشی نهنگها نوشتوقتی که باد شن را برای حلقومکلمات سفارش میدادتو رفتی از راهی کهشعرهای منگلوی خاکی جاده هایش را آسفالت کرده استمسا...
مدادهای گچی - تاریخ: 1402/9/15 ساعت: 19:14
تو تکرار می شدی وقتی ثانیه ها یخ می زدنددرانجماد ذهن پرستو در بوراندر خطوط به هم ریخته چپر هاعطر رد پای تو با نور رد میشدتو ذخیره می شدی در اذهان درختان گردو.وقتی زاغ ها بی لانه بودندتو معادلات را بهم زدی در هندسه ذهنموقتی که معادله چهار مجهولی رابا چهار عمل اصلیدر چهار راه بی چراغ روستا مفقود میکرد...
ساعت یک و چهل ونیم دقیقه شب - تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 17:23
شب استساعت ازیک و چهل دقیقه نیمه شب بار دیگر میگذردچقدر لحظه ها بدیهیندتیکتاک صدای پای کیست،؟صدای بداهت بودنصدای گذشتنصدای من هستم نه آنکه فکر میکنمنهمن هستمچون بودن بدیهی استدرک بدیهی استآه چه میگویماز سرافت افتادمساعت اصلاصبور نیست میدانستی؟تمام جهان مختل شود یک ثانیه نمی ایستد!!!مادر با تمام نبود...
تصاحب قلاده ها - تاریخ: 1402/5/29 ساعت: 1:19
جنگ بر سر تصاحب قلاده هاتقابل تصاحب زنجیرهاتقاعد تقلیدهاوقتی که زنجیرها عمیقترین جای ذهنت را گره میزنندتو هرچه میکشی زنجیرها کش نمیآیندکشیده تر میشوندچه عبودیتی است در زندگی قلاده هادرتهذیب نفس دربند شدن استعمو زنجیرباف میداندچگونه در طفولیتمان چه ظریف بر دست و پایمان بافتذهنمان در مصاحبت با زنجیرها...
جگرهای بالاییان - تاریخ: 1402/5/29 ساعت: 1:19
ویک صبحویک عشقویک پاسبان الهی سر چار راه عالمویک روز وصدها گذر معبر ثانیه هاچقدر عشق میرسد از نگاه پریچهره صبحگاهانچقدر شاه تاج از سر نخوت افتاده دیدمچقدر کودک کوچه های نداریبتاج مفاخر کله گوشه دیدموابری که از دست باد از دست طوفان هوای زمین کرده بود،هم اکنون به غرش نشسته جگرهای بالاییان رابه تشت زمی...
به من گو چگونه - تاریخ: 1402/5/29 ساعت: 1:19
صدای شکستن جمجمه ات.فرگشتی عجیب در رادیکالها استگلوله های کلاش درتکرار نامت بی قرار بودندگیسوان یلداییتچه درازنای سالی استدر سوگ چشمانتگیس هابریده اندشالها در اتش ققنوسی رقصمانند ماه بوده ایاز پشت ابر امدیچه خورشیدهایی را نوید ازادی دادیگیسوانت خیمگاه خاکستریی خیابانها است در انبوه اندوه دودشراب فرق...
تشنگی - تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 17:25
تشنگیآغاز راه استبرای رسیدن به سرچشمهبرای دریا شدنفاراب + نوشته شده در جمعه ششم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 12:1 توسط خدايار قليزاده( فاراب)  |  Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 15:13
دستانم شریفترین گناهانم راپاهای کریمترین عصیانهایم رااز معابد هدیه گرفته اندکدام پرواز را بخاطر بسپارموقتی بالهایم میان هشتکها جا مانده استوقتی بال بال زدم وسوختموقتی بال بال زدم میان تازیانه ها جان دادمبس کن شاعر بس کن Adblock test (Why?)
امشب شب پیمان وقرار است مقرر - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 15:13
امشب شب پیمان وقرار است مقرردر پشت زبان تو نگار است مقرریک توبه نشکسته به لبهای تو پیوستیک جام نخورده لب یار است مقررشبهای حوالی من از موی تو برخاستیک شام دگر پشت پریشانی تار است مقرراصل ونسبت را به دی ان ای چه نیازی استخورشید به خورشید تبار است مقررمنظومه شمسی است دو چشمان مقعرمظلوم نگاه سیلانت به ...
دل قاچاق - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 15:13
رفته بودی ودلم از لبه ی طاق افتادپیش استاد دل از نمره ی ارفاق افتادنه که رفتی وگذشت آنهمه میل وملالسرعتت بس که سریع بود که قالپاق افتاددل نبود این طرفا تا ببرم دلبرجاندزدکی دلبرکی شیوه ی قاچاق افتاددلبر دزدکی از میوه ی باغ دگری استدرتن طفلکیش تیره شلاق افتادباشد اینبار که برگشته ای از اوج سفررجعتت د...
با دامنی به فراخی صحرا - تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 14:04
[unable to retrieve full-text content]آمدی با چشمهای کشیده با دامنی به فراخی صحرا باران آمد شبهای بلند چشم گشود پلک زد ازخورشید نگاهت صبح دمید تو آمدی نفس صبح ورق ورق عطرها را به مشامم بو میداد کسی نبود قهوه بشامم دهد تا در انقباض و انبساط عطرها در فضای مبهم توهم منتشر نشوم انگارعطرتورا گم کرده باشم...
کبل زهرا اسپند دود میکرد - تاریخ: 1401/10/7 ساعت: 13:42
کبل زهرا که اسپند دود میکردآیت الکرسی میخواندشیطان را در زیر آبرس دار پشت خانه ماه حبس کرده بودگناهان را با آتش پرهیزگار ی در اجاق سنگی میسوزاندمشصمد که خود برند بخشش بودهمه چیز را بهگذر آب اسیارود سپرده بوداکنون مش زهراچشمانش مروارید آورده بستریسیستوکیل صمد کانسر معده گرفته بستری استمن در همان بچگی...
خیال کرده ای رفته ای - تاریخ: 1401/4/28 ساعت: 20:08
بابد برای توبگویمان روزها گذشتولی من هنوز در توهم اضلاع مربع خیالی گیر کرده امانجا تورا نگه داشته اممربعی شبیه دایره هاتوهمی وهم انگیزکه تورا سالهاست انجا نگه داشتمخیال کرده ای رفته ایخیال کرده ام مانده ایزمان هم توهم بودپس هنوزدرچهارده سالگی میشود پونه کاشتمیشود نامه نوشتمیشودبا تو بودهنوز میشوددر ...
چگونه شعر - تاریخ: 1401/4/28 ساعت: 20:08
دوباره اسبها زچشمه سار میرسند ولی چقدر تشنه اندچقدر تشنه اند سوارهاعطش میان نعلهاعطش بزیر زین ـبرگهاعطش در لگام شعله هاآه کسی بپرسد از سوار هاچرا چنین چهارشنبه سوری استمیان چشماهایتانکسی بپرسد از سوارهامیان شعله ها چه میکنیدشما مگر زچشمه سار هانیامدیدیکی از ان میان فغان نمودمیان نیش ها کنایه هازتیغ ...
درسینه ی کوه - تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 14:45
من تنها به مدرسه ای فکر میکنمکه درسینه ی کوهخود راجا کرده بودقلب طپنده ی انگار از سنگهای سنگسر روییده بودولی قلبی رقیق داشتتمام تکلیفمتکلیف شب بودکه اخر شب کلمات کلاغهایی بودند که روی خطوط سیمهای دفترمچرت میزدندپنجره ها بسوی درخت ارس مقدس باز میشدندتباین مذهب و دانشزنگ که میخوردبوی گل گاوزبانامیخته ...
قانون مطلق - تاریخ: 1401/3/15 ساعت: 1:29
چوپان میگفت باعدالت گوسفندانمهر روز کم میشودبعد قرنها فهمیدمعدالت کلمه لجام گسیخته ای استعدالت قانون راگوسفندان راازادی راعشق را دور میزنداین قانون استکه گلوی عدالت راباید بگیردتا گوسفندان کم نشوندیک قانون مطلقنه عدالت مطلقکه فقر رابیشتر از این مطلق نکندبرایچوپانهای دهکدهنی های خفه شدهاکنون بصدا درا...
غبار - تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 19:57
غبارغبار گرفته است کاغذگنجشکان کلماتی که باقلم و دواتنقش میزنندابرو بادراوقتی علفها میرقصندآواز میخواننددر شیهیه رنگها میانیورتمهنفسهای شاعری که  نستعلیق نگاه چوپان راتا انتهای کشیدن بی نقطه امتداد میدهدوپسری که تخم کبکها را میاناینهمه هیاهو دیده وفریاد میزندانجا بودکه دلم برای فریاد تنگ شدفریاد برا...
تکاثر جام - تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 19:57
تکاثرجامهادرطبق باغچه پیدا بوداز استین تو تکثر ازلی رنگمیپاشیدلیقه چشمانت نشان کدام قلمدانی استکه بر اصله ی  نهال عدم نقوش وجود را قلمه میزدتهاتر کدام  صبوح را از صبحی وام دار بودیکه اینگونه استعارتتجام در جام گلها راعاریه میدادباشد بس میکنمولی بر لبانکدامصبحازلیخورشید گونه ات بسنده کنمفاراب@tekeaft...