خیال کرده ای رفته ای
بابد برای توبگویمان روزها گذشتولی من هنوز در توهم اضلاع مربع خیالی گیر کرده امانجا تورا نگه داشته اممربعی شبیه دایره هاتوهمی وهم انگیزکه تورا سالهاست انجا نگه داشتمخیال کرده ای رفته ایخیال کرده ام مانده ایزمان هم توهم بودپس هنوزدرچهارده سالگی میشود پونه کاشتمیشود نامه نوشتمیشودبا تو بودهنوز میشوددر ...
چگونه شعر
دوباره اسبها زچشمه سار میرسند ولی چقدر تشنه اندچقدر تشنه اند سوارهاعطش میان نعلهاعطش بزیر زین ـبرگهاعطش در لگام شعله هاآه کسی بپرسد از سوار هاچرا چنین چهارشنبه سوری استمیان چشماهایتانکسی بپرسد از سوارهامیان شعله ها چه میکنیدشما مگر زچشمه سار هانیامدیدیکی از ان میان فغان نمودمیان نیش ها کنایه هازتیغ ...
درسینه ی کوه
من تنها به مدرسه ای فکر میکنمکه درسینه ی کوهخود راجا کرده بودقلب طپنده ی انگار از سنگهای سنگسر روییده بودولی قلبی رقیق داشتتمام تکلیفمتکلیف شب بودکه اخر شب کلمات کلاغهایی بودند که روی خطوط سیمهای دفترمچرت میزدندپنجره ها بسوی درخت ارس مقدس باز میشدندتباین مذهب و دانشزنگ که میخوردبوی گل گاوزبانامیخته ...
قانون مطلق
چوپان میگفت باعدالت گوسفندانمهر روز کم میشودبعد قرنها فهمیدمعدالت کلمه لجام گسیخته ای استعدالت قانون راگوسفندان راازادی راعشق را دور میزنداین قانون استکه گلوی عدالت راباید بگیردتا گوسفندان کم نشوندیک قانون مطلقنه عدالت مطلقکه فقر رابیشتر از این مطلق نکندبرایچوپانهای دهکدهنی های خفه شدهاکنون بصدا درا...
غبار
غبارغبار گرفته است کاغذگنجشکان کلماتی که باقلم و دواتنقش میزنندابرو بادراوقتی علفها میرقصندآواز میخواننددر شیهیه رنگها میانیورتمهنفسهای شاعری که  نستعلیق نگاه چوپان راتا انتهای کشیدن بی نقطه امتداد میدهدوپسری که تخم کبکها را میاناینهمه هیاهو دیده وفریاد میزندانجا بودکه دلم برای فریاد تنگ شدفریاد برا...
تکاثر جام
تکاثرجامهادرطبق باغچه پیدا بوداز استین تو تکثر ازلی رنگمیپاشیدلیقه چشمانت نشان کدام قلمدانی استکه بر اصله ی  نهال عدم نقوش وجود را قلمه میزدتهاتر کدام  صبوح را از صبحی وام دار بودیکه اینگونه استعارتتجام در جام گلها راعاریه میدادباشد بس میکنمولی بر لبانکدامصبحازلیخورشید گونه ات بسنده کنمفاراب@tekeaft...
لبانم میسوخت
شلیک گلوله کلمات ازلوله حنجره املبانم میسوختهشتک # قتل در پشت پنجره.   مبهم بوددر تشریح جسد واژه  خدا حافظیفقط رفتن به فعل ماضی صرف شده بوددیگر هیچشکاربانی روی مکزک یک دو لول غزال غزل را بی قافیه کردخون غزل از لای درختان جاری بودشاعری که در لابلای  اشکال درختان عدم قدم میزداو نگاه میکرد واژه ای را ک...
بعلت عدم تحویل رسید نشدم
بعلت عدم تحویلرسید نشد م. فقط روزی دیدی نیستیمبدونپست عودت کردهمرسوله رو چون نردیک به انقضا است من از اون مرسوله های شکستنیم خورد که بشهگارانتی هم ندارههزینه پست فقط گردنت  میافتهوخسارات تاخیرمادرشگرانتی نزاشته هیچدلدر گروفضای پوچمجازیخوش بر زیبارویان استنه برما ماشکسته ای بیش نیستیم مردی کهبن بستها...
شب پیمان
امشب شب پیمان وقرار است مقرردر پشت زبان  تو نگار است مقرریک توبه نشکسته به لبهای تو پیوستیک جام نخورده  لب یار است مقررشبهای حوالی من از موی تو برخاستیک شام دگر پشت پریشانی تار است مقرراصل ونسبت را  به دی ان ای  چه نیازی استخورشید به خورشید  تبار است مقررمنظومه شمسی است  دو چشمان مقعرمظلوم نگاه سیلا...
نبض کلمات شعر عاشورایی
تودمکرات ترین ذبح کلامی سر نیتو که نبض کلمات ی تو کدامی سر نیای ورقهای تنت از خط احزاب جداتو خود حافظی و شرب مدامی سر نیباغ تاک ولب دریاو لب خشک چه باکبه غزلخوانی معشوق به جامی سر نیکعب نی ها است نوایی
مثنوی رقص کنان
ای که شراب خورده ایباده ناب خورده ایمست ملنگ میرویشیشه وسنگ میشویمیکده باب کرده ایخوب حساب کرده ایجام به جام می به میبام به بام نی به نینعره به نعره پی به پیشعر وترانه نی به نیزلف دراز میکنیاینهمه ناز
تاجش سر مستطاب اولا
●▬▬๑۩۩๑farab๑۩۩๑▬▬●:●▬▬๑۩۩๑farab๑۩۩๑▬▬●:در صلح بتان شراب اولادر دم عطش تو اب اولاما شیون شعر میسراییمتا انکه تورا صواب اولادر نشت غزل کدام بت بودجام غزل گلاب اولادربتکده ی تنیم عابداین بتکده ها خراب
دیالکتیک هگلی یا سقراطی
●▬▬๑۩۩๑farab๑۩۩๑▬▬●:●▬▬๑۩۩๑farab๑۩۩๑▬▬●:فرض محال......نقطه سر خطدیالکتیک چه از نوع سقراطی یا هگلیمهم نبستمسلمان .زرتشت، بر همایی ،بودایی،یهودی یا مسیحی یا حتی لائیک فرقی نمیکندکسی یا چیزی آمده است نه
پهباد
دلها همه خون است از ان راکت پهبادتو همچوترامپی دلت سنگ چوصیادریموت دلم دست تو و هرچه توانیدقت کنی و میزنیم در دل بغدادباشد بزن اینجا غزلم کم که نداردالفاظ سفر کرده به جاسوسی موسادنامرد سفر کرده زبیروت
Farab ghzal
عطف خبر زلفتو سر خط خبرهاست هنوزبوی پیراهن تو روی چپرهاست هنوزبخدا میروم انجا که عرب نی انداختتا که ابروی تو در زیر زبر ها ست هنوزصفحه حادثه نشریه ها پر شده استقهرتو داغترین تیتر خبر هاست هنوزنقطه عطف
هوا ابری است
کرانه های باختری گیسوانتهوا ابری استمیترسم باد بیایدطوفان شودحکومت خودگردان چشمانتسگولاریزمجدایی من و تو شده استبیت الحم لبانت را چاره ای نیستملحق میشود بلندایهای جولان فریادتبر حلقومخیلج ابهای چشمان منمن دوبارهدر دهلیز نگاهت نزول خواهم کردفاراب
شعرفندقستانی
زبس که نمی آیی توعزلم لا ل شد از بس که نمی آیی تو عشق بد حال شد ازبس که نمی ایی تو آه پهلوی غزلها همه از درد تکیدشعرها چال شد از بس که نمی ایی تو سر پیمانه از اشعار غزلها سر رفتعمر صد سال شد ازب
رادیوچهرازی
فاراب:جلوتر، رسیدیم به قهوه خونه هشتادوهشت. دیدیم جوونا با اُورکت و تهریش نشستن، بحث و عرقیات گیاهی...خواستیم بگیم ینی مام اهل بخیهایم... رفتیم جلو گفتیم: داداش چطوری؟ اون یارو جنبش و اینا چیشد اخر
غلزلهای جدید هید 98 یکجا تقدیم شما
گاه گاهی به هزینه شدنش می ارزدبه همان نیش و کنایه سخنش می ارزدلب دریا بروی غرق شوی در معشوقزنده پیدانشوی در کفنش می ارزدسربالین تو اید لبکی هم بگشایدهرچه گوید به لبان ودهنش می ارزدگاهی از شور گناهان ت
کلیشم.پسرک اور فروش
●▬▬๑۩۩๑farab๑۩۩๑▬▬●:●▬▬๑۩۩๑farab๑۩۩๑▬▬●:●▬▬๑۩۩๑farab๑۩۩๑▬▬●:پسرک انگور فروش)کلیشممحله نعلبندان وآهنگراناسبی که سمش روی پای مردنعلبندومیخی که سر آن ابعاد مخروطی زیرآفتاب برق میزندچکشی که با دسته چوبی ا