زترک شیشه چشمت همه فریاد میبینم
نمیدانی سر عکست همه قاچاق ملی شد
چو تصویر تو در چشمان من افناد میبینم
بهای خون من شد گمرک شعر دمکراسی
تو رنگ عشق میایی که من بیداد میبینم
مرا فقه نوین گویی چرا من باز میشنگم
نگاهم میکنی ایینه نه الحاد میبینم
تورا دیدم نفهمیدم هر انچه کرده ام هبهات
میان کمپ آغوشت پر از معتاد میبینم
فاراب
تکه های آفتاب زیر درختان فندق
https://telegram.me/tekeaftab
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل