خرید بک لینک

اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «جنایات ومکافات» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

آه،
در محشای تفسیرِ موهایت،
جلدِ هزارمِ نیمه‌شبانش،
خنیاگرانِ مهتاب
خیمه زدند
در حاشیه‌نویسیِ باد
بر موهایت

باد

نستعلیقِ کتابِ «جنایات و مکافاتِ» داستایوفسکی
منتشر کرد:

استالین
مرغی را، همچنان‌که پَر می‌کند،
به نظامیان سپرد؛
آنگاه مرغِ پَرکندهٔ بیچاره را
به زمین انداخت.

خون از پروبالش می‌ریخت،
اما دانه‌دانه
برای او می‌ریخت؛
هر طرف که می‌رفت،
مرغ، به‌دنبالش،
برای دانه‌ها می‌دوید.

استالین گفت:
ببینید،
چگونه در تعقیبم می‌آید؛
اداره کردنتان
این‌گونه است.

گلادیاتورها
نشان داشتند،
چون برده‌ها.

ما،
در فئودالیسمِ گندمزارِ موهایت،
رعیت شدیم؛
اربابِ تو
رعیتِ ما.

در چشمانت هزار ستاره کاشتیم،
و دنبالِ ستاره‌های آغوشت دویدیم؛
سرابِ ابدی،
کهکشانِ تو
ما را،
که خود کاشته بودیم،
گرفتار کرد.

گاوها را بر خویش بستیم،
در خرمنِ نگاهت سوختیم؛
فرزندان‌مان
شعله‌ورند.

در فئودالیسمِ مزرعهٔ پیراهنت،
رعیت هم نشانِ رعیت داشت،
گاوها هم بر نشان.

آه،
چه بنویسم؟
اشک‌هایمان جاری است؛

علامتِ ما، قرنِ بیست‌ویکمی‌ها،
اسنادی است
که به نامِ ما صادر می‌شود.
این اسناد،
دانه‌هایی است
که ما را
دنبالِ استالین می‌کشاند،
دنبالِ امپراتوری،
دنبالِ ایدئولوژی،
دنبالِ نشان‌های داغ‌شده‌ای
که در ابرکامپیوترها ثبت است،
و هوشِ مصنوعی
آماده است.

آرام باش،
ای گلادیاتورِ فوق‌مدرن.

فاراب

برچسب: نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 15:38

صفحه بندی