در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «میخانه» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
در جهانی که شب از گلوی تاریخ سر میکشد و شمشیرها عطش را مینوشند،
این شعر چونان طغیانیست از یخ و خون، از تاریکی و تمنای روشنایی.
شاعر، با زبانی آغشته به استعارههای سنگین و تصاویر متراکم،
ما را به میخانهای میبرد که در آن، ساقیان سرخ،
جامهای منجمد را بر لب تیغها میگذارند.
این شعر، نه فقط روایت یک شب، بلکه اعتراض بلند درختانیست
که هنوز سبزند، هنوز میخواهند بمانند، هنوز مینوشند تا بیدار بمانند.
و در پایان، فاراب را چونان مهر حکمت بر مستی این جهان مینشاند.
---
تجمیعِ انجمادِ الواحِ یخ
نزولِ آبشارهایِ سرد
در جامِ تگرگهایِ دورهمیِ گرگهایِ دیشب
دیوانسالارانِ شبزده
منشآتِ تاریکی را
سر میکشیدند
ابرهایِ بارورِ مصنوعی
از اضمحلالِ سیاه
بر درختانِ تاریکی میبارند

یکسو شمشیرهایِ سرخِ برهنه
یکسو جامهایِ سرخِ عطش
و ساقیانِ سرخ
الواحِ سایهها را
هر روز متراکم میکنند
چه کسی میتواند
جامِ سیاه، جامِ سرخ، جامِ منجمد را بنوشد
وقتی شمشیرها
شیرِ سرخ مینوشند
از گلویِ تاریخ؟
شب را سر میکشیدند
تمام نمیشد
تو بیا، شب و ما رنگپریدهایم
ای خورشید
تا به مهمانیِ بلندترین نیها برویم
در میخانهی خون، می و عطش
مشکها عطش را از رود میآورند
بر لبِ تیغها
و دستها میتوانند
برای رفعِ عطش در کارزار
کشت شوند
و یک تاریخِ درختانِ بلند
اعتراض را سبز نگه میدارند
تاکها اینگونهاند
که مرجعِ مستی شدند
فاراب
---
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل