بوی پیراهن تو روی چپرهاست هنوز
بخدا میروم انجا که عرب نی انداخت
تا که ابروی تو در زیر زبر ها ست هنوز
صفحه حادثه نشریه ها پر شده است
قهرتو داغترین تیتر خبر هاست هنوز
نقطه عطف من ازسلسله ی مژگانت
شایعه نیست که در چشم تو سرهاست هنوز
باز از شایعه های تو خبر میسازند
که سر قتل دل من چه اثر ها ست هنوز
دگمه ی پالتوی تو صحنه ی قتلم مانده
قاتلی ، باز چنین سوء نظر هاست هنوز
کشمکش باد ومنو روسری وزلف تو بود
جنگ ها بر سر تو بین قمرهاست هنوز
فاراب
@tekeaftab
ساعت رسمی کشور را شتاب انداختی
عرض جغرافی دلها را به اب انداختی
در خلیج شعرها از تنگه های پارسی
کشتی پر از غزل در اب وتاب انداختی
لنجی از احساس در تالابهای انزلی
قلب بیمار مرا در انقلاب انداختی
ابرجمهوری باران تا خزر را ترک کرد
مقصد چشمان ما را اضطراب انداختی
باد در بارانیت پیغام ویرانی دهد
در دمکراسی دلها انقلاب انداختی
عینک و چتر وشنل همراه ابیات غزل
شور در شان نزول افتاب انداختی
ای که نستعلیق ابروی کجت بالا دهی
باز هم ساعات رسمی را شتاب انداختی
فاراب
تکه های آفتاب زیر درختان فندق
https://telegram.me/tekeaftab
چگونه بشنوم
وقتی که میشنوم اما نمیشنود گوشهایم
چگونه احساست کنم وقتی دلم حس میکند اما درک نمیکند
چگونه سنگدل نباشم وقتی که سنگدل نیستم اما سنگدل میشوم
چگونه ببینم وقتی که میبینم اما نمیبینم
چگونه بشنوم وقتی شنیده نمیشوم
چگونه ببینم وقتی دیده نمیشوم
چگونه حست کنم وقتی احساس نمیشوم
چگونه بخوانم وقتی خوانده نمیشوم
فاراب
@tekeaftab
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل