
امشب شب پیمان وقرار است مقرردر پشت زبان تو نگار است مقرریک توبه نشکسته به لبهای تو پیوستیک جام نخورده لب یار است مقررشبهای حوالی من از موی تو برخاستیک شام دگر پشت پریشانی تار است مقرراصل ونسبت را به دی ان ای چه نیازی استخورشید به خورشید تبار است مقررمنظومه شمسی است دو چشمان مقعرمظلوم نگاه سیلانت به مدار است مقررقاچاق کنی اینهمه عاشق به دم بسته مویتاین بافه کلافی است به دار است مقررگفتیم بگو ایه معشوقه وعاشق که بخواندگفتند چومجنون بشوی باز به غار است مقررگفتند که بی عاری معشوق مرا کشتگفتا که برو چند قطار است مقررفاراب بخوانید...
ادامه مطلب
کرانه های باختری گیسوانتهوا ابری استمیترسم باد بیایدطوفان شودحکومت خودگردان چشمانتسگولاریزمجدایی من و تو شده استبیت الحملبانت را چاره ای نیستملحق میشود بلندایهای جولان فریادتبر حلقومخیلج ابهای چشمان منمن دوبارهدر دهلیز نگاهتنزول خواهم کردفاراب...
ادامه مطلب
خبر زلفتو سر خط خبرهاست هنوز بوی پیراهن تو روی چپرهاست هنوز بخدا میروم انجا که عرب نی انداخت تا که ابروی تو در زیر زبر ها ست هنوز صفحه حادثه نشریه ها پر شده است قهرتو داغترین تیتر خبر هاست ه...
ادامه مطلب
شبهایم جاداراستقله هاو اسمان حتی ماه و اسمان در ان جای میگیردشبهای ما بلند استجای تمام گیسوان لیلی ها انجا استحتی اگر تمام بادها بوزدچنارها سمت ستاره ها پرسه میزنندرودها مثل گیسوی دلبران جدا افتادهرو به دریا نهاده اندتو میدانی شاهرود گلویش درد میکندپهلوهایش رخمی استتو خوب میدانیشاهرودچشمهایش گلالود استتو خوب میدانیدلش به اندازه همه گل های عالم گلالود استبه اندازه همه دلهای عالم دلگیر استمیخواستم دستی بر چشمهای شاهرود بکشمخواستم با او اب بازی کنمخواستم از پشت چشمهایش را بگیرمدر گریه هایش دستهایم را اب بردولی نمیدانم تنش خاکی بودولی وقتی در تنش شنا میکردمتنم آبی میشدرنگ همه آبیهامن هرگز عکس انارها و انجیر هارو در اوندیدماسیارود کارش سلفی گرفتن با انارهها وانگورها بودولی تو خوب میدانیشاهرود در ...
ادامه مطلب
چشمهایت چند است چشمهایت چند است!؟قیمتش نه!شماره اشعینکت را جا گذاشته ایمیدانم که دیگرچشم دیدن کسی را نداریفاراببرچسبها: فاراب, شعر, رعدها +نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت11:5توسط خدايار قليزاده( فاراب) | ...
ادامه مطلب
چه فرقی میکند پیروزی باشی یا استقلال وقتی باگلهای توبهار میشوم ...
ادامه مطلب