باران می آیددروی احتراق چشمهایم باران میاید روی احتراق چشمهایمروی انبساط بغض هایمباران میاید در گلوی نیها میریزدصدای نستعلیق بارانآهوهارا مینویسدزیر ارسهاصخره ها شعر میخواننددر پژواک تگرگهاگاو ها مان می...